نسترن رفت ولی خنده به طوفان زد و رفت بی هوا رفت ولی بوسه به احسان زد و رفت گرچه هر روز هنوز نسترنی میخشکد او ز چشمان ترش عطر به باران زد و رفت نوشته شده توسط مسعود گوهري منش در | xa0لینک ثابتxa0xa0 •xa0...