در راه مشهدم و عمرم همی گذرد
خوشحال که جانم به عالمی گذرد
ساقی به کنج دلم اما به طعنه بگفت
احسان ولی ببارد و گوهر کمی گذرد
اینجا زماننیان حال خوشی بزند
آری غزل هوای مرا به مرهمی گذرد
یعقوب نیست که دلم پا به پا برود
یوسف زه چاه وجود به درهمی گذرد
عمریست که دل را ز دل صدا بزنم
در خلوت ما هم ره به می گذرد
جا مانده...ما را در سایت جا مانده دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 54